بیماری وسواس که نام علمی آن اختلال وسواس فکری و عملی است، يک بيماري عصبي ـ رواني است که با افکار آزار دهنده مکرر و رفتارهاي تکراري مشخص مي‌گردد که براي کاهش اضطراب انجام مي‌شوند. علايم اغلب با احساس خجالت و پنهان‌کاري همراه هستند چرا که بيماران تشخيص مي‌دهند که افکار و رفتارها، افراطي يا غيرمعقول اند. اين پنهان‌کاري همراه با عدم تشخيص علايم وسواس توسط متخصصان، اغلب منجر به تاخير طولاني مدت در تشخيص و درمان مي‌شود. بین متخصصان روان پزشکی و روان شناختی معروف است که درمان وسواس دشوار است، اما روش‌هاي متعدد و موثري براي درمان در دسترس هستند.
وسواس بيماري است که مي‌تواند منجر به ناتواني فراوان شود. اين بيماري اغلب تشخيص داده نشده و تحت درمان قرار نمي‌گيرد. تشخيص صحيح و آموزش درباره ماهيت اين بيماري اولين گام‌هاي مهم در بهبود آن است. گرچه درمان دشوار است، اما علايم بيماران مي‌تواند به وضوح بهبود يابد. درمان خط اول توصيه شده، درمان های روان شناختی است. وسواس يک بيماري مزمن با ميزان عود بالا است. قطع درمان بايد با احتياط انجام شود. بيماران بايد به دقت از نظر افسردگي همزمان و افکار خودکشي مورد پايش قرار گيرند.
   شيوع وسواس در کل عمر بین 2 تا 5 درصد گزارش شده است. علايم معمولا طي نوجواني شروع مي‌شوند و علايم در بيش از 50 درصد از افراد مبتلا، پيش از اواسط دهه 20 عمر آغاز مي‌شوند. این اختلال عواقب قابل توجهي بر زندگی افراد دارد و بيش از نيمي از بيماران زجر متوسط تا شديد را در اثر وسواس‌ها ذکر مي‌کنند. وسواس روی کار، تعاملات اجتماعي و ارتباطات خانوادگي تاثیر منقی دارد.
  اين اختلال يک بيماري مزمن است و در صورتي که به طور موثر درمان نشود استمرار پيدا مي‌کند. نزديک به 70 درصد از بيماران علايم مستمر را گزارش مي‌کنند و 23 درصد از آنها دچار دوره‌هاي تشديد و تخفيف علايم مي‌شوند.  در حال حاضر به دلیل نا آگاهی ومشکلات مربوط به شناخت بیماری  و نبود مراکز تخصصی و قوی از زمانی که فرد مبتلا به بیماری می شود تا زمانی که برای درمان مراجعه می کند به طور متوسط حدود 11 سال است، اين  در حالی است که بهترین زمان برای درمان همان سال اول شروع بیماری است .
  گرچه سير اختلال وسواس فکري و عملي معمولاً شدت و ضعف دارد، اما اين سير گرايش به مزمن شدن داشته و منجر به کاهش رضايت از زندگي، آسيبِ عملکرد‌هاي اجتماعي، تحصيلي، شغلي و خانوادگي مي شود. سن  معمول شروع اين بيماري¬ همانطور که اشاره شد معمولاً بين اوايل نوجواني و اوايل بزرگسالي است ولی حتی گاهی زیر 5 سال هم شروع می شود. بنابراين به دليل شروع زودهنگام،  به مدت طولاني بسياري از جنبه¬هاي زندگي فرد را تحت تأثير قرار مي¬دهد مهمتر از همه جلوی رشد افراد را می گیرد واغلب آنها را به حداقل ها راضی می کند علی رغم اینکه فرد توانایی بسیار با لاتری دارد. پژوهش ها حاکي از آنند که  يکي از مهمترين ويژگي‌هاي اختلال وسواس فکري و عملي کيفيت زندگي بسيار پايين و حتي پايين تر از افراد مبتلا به بيماري‌هاي مزمنی مثل اسکیزوفرنیا است.

   در افراد مبتلا به بيماري‌هاي مزمن، کيفيت زندگي و همچنين کارکردهاي اجتماعي، خانوادگي، تحصيلي و شغلي آسيب مي¬بيند. آسيبي که به کيفيت زندگي اين بيماران وارد مي¬شود، نه فقط به دلايل بيماري، بلکه به دليل تلويحات اجتماعي ناشي از بيماري نيز مي باشد. همه اين عوامل بار سنگين اقتصادي بيماري¬هاي مزمن را بر جامعه مي¬افزايد. زيرا به دليل اين که اين بيماري در آغازين سالهاي جواني فرد را مبتلا مي¬سازد، نيروهاي مولد جامعه که براي سازندگي آن مفيدند، هدر مي¬رود.

  از سوي ديگر، تأثير نشانه‌هاي افسردگي و ميزان اضطراب  زیاد باعث می شود درمان بیماری دشوارتر شود. افسردگي بيشتر بر نشانه‌هاي وسواس فكري و اضطراب بيشتر بر وسواس عملي، تأثير دارد. یعنی وقتی فرد به دلیل ناتوانی ناشی از وسواس افسرده هم شود این افسردگی افکار وسواسی را بیشتر می کند و البته وقتی افکار وسواسی بیشتر شود شدت اضطراب افزایش پیدا می کند که باعث می شود اعمال وسواسی توسعه یابد.
دليل ديگري که لزوم پرداختن به بيماران وسواس را برجسته مي سازد اين است که  اعضاي خانواده ي فرد وسواسي، استرس قابل ملاحظه‌اي را تحمل مي‌كنند. اعضاي خانواده با تلاش براي توقف نشانه‌ها، با همكاري با رفتار آيين مند بيمار، مستقيماً درگير بيماري مي‌شوند. اعضاي خانواده و خويشاوندان اغلب با وسواس های بيمار انطباق مي يابند كه اين انطباق‌ها به‌نوبه خود استرس ومشکلات خانواده را افزايش مي‌دهد. بديهي است كه اعضاي خانواده در تعارض سختي گير مي‌كنند. قطع نظر از اينكه آيا درگير وسواس‌هاي بيمار بشوند يا نه، يا آيا اينکه با وسواس‌هاي بيمار منطبق شوند يا نه، به اثرات نامطلوب زندگي با اختلال وسواس فکري و عملي واقف اند. بنابراين با توجه به ميزان شيوع وسواس، درمان بيماران مبتلا به اين اختلال مي تواند کمک مؤثري به حفظ سلامت و آرامش رواني تعداد زيادي از خانواده‌ها باشد.
 بعضی  از خانواده هایی كه بیماران این چنینی دارند، با مشكلات بسیاری دست و پنجه نرم می كنند و نبود مراكز درمانی خاص این بیماران و كمبود امكانات موجود بر مشكلات آن ها افزوده است. یكی از افرادی كه همسرش در گذشته مبتلا به بیماری وسواس بوده است، می گوید: وسواس نیز مانند بیماری های دیگر قابل كنترل و درمان است اما بسیاری از مردم به دلیل نداشتن آگاهی لازم در این باره، به این بیماران با دیده حقارت می نگرند و یا سعی می كنند كه از آن ها دوری بجویند. وی ادامه می دهد: همسرم چندین سال گذشته به طور متناوب دچار وسواس می شد كه رفتارها و نگاه های تحقیر آمیز دیگران و یا دوری از او تشدید حالت های اضطراب و نگرانی او را در پی داشت. وی با اشاره به این كه فرهنگ جامعه باید درباره شیوه برخورد با بیماران وسواس تغییر كند، می افزاید: در حال حاضر این بیماران در جامعه ما به خصوص در قشر های ضعیف تر جایگاه خوبی ندارند و به وضعیت آن ها رسیدگی نمی شود.
یكی دیگر از بستگان یك بیمار كه دچار وسواس است، اظهار می دارد: خدماتی كه برای این بیماران ارائه می شود، هزینه بسیار بالایی دارد كه همه خانواده ها قادر به تامین آن نیستند. 

یك بیمار دیگر با بیان این كه گاهی اوقات نگاه های تحقیر آمیز مردم باعث تشدید علایم وسواس می شود، می افزاید: گاهی اوقات قضاوت های یك جانبه و نگاه های بدبینانه بستگان باعث می شود تا افرادی كه علایم وسواس را در خود مشاهده می كنند از مراجعه به روان پزشك و مشاور خودداری كنند تا روی آن ها برچسب زده نشود. از همین رو مشكلات روانی و جسمی آن ها روز به روز افزایش می یابد تا جایی كه ممكن است به ناتوانی شدید منجر شود. همه افراد جامعه باید بدانند كه وسواس نیز نوعی بیماری است و هر كس می تواند در معرض ابتلا به آن قرار گیرد و این را نیز باید دانست كه این بیماری نیز مانند هر بیماری دیگر روش های درمان خاص خود را دارد.
یك روان شناس نیز درباره مشكلات بیماران وسواس می گوید: هیچ خدمات درمانی و نیز توان بخشی و امكاناتی به این بیماران ارائه نمی شود. وی ادامه می دهد: با توجه به این كه هیچ  امكانات و خدماتی برای بیماران وسواس ارائه نمی شود، بیماران احساس واماندگی و ناهماهنگی با اجتماع را می كنند. وی خاطرنشان می كند: رفتار صحیح و میزان توجه بستگان و اطرافیان تا حد زیادی می تواند در روند بهبود بیماران تاثیر داشته باشد. این متخصص ادامه می دهد: خانواده بیمار باید توسط روان شناس تحت مشاوره قرار گیرند تا درباره نحوه برخورد صحیح با بیمار آموزش ببینند.
اگر چه میزان شیوع وسواس شستشو از سایر انواع وسواس بیشتر است ولی انواع دیگری از وسواس نیز وجود دارد که عبارتند از :وسواس بررسی یا چک کردن که فرد مبتلا مجبور است مثلا در منزل را بار ها بررسی کند تا از بسته بودن اطمینان حاصل کند.وسواس تصمیم گیری که در آن فرد قادر به اخذ تصمیم نیست. وسواس تردید که فرد در مورد هر چیزی دچار شک می شود مثلا در مورد اعتقادات خود خیلی شک می کند در این مورد ضمن اینکه نمی تواند شک خود را مطرح کند خیلی دچار ناراحتی و زجر می شود. وسواس نظم وتمیزی که در آن نظم وتمیزی افراطی آزار دهنده می شود.

موکنی ،وکندن پوست خود که در آن فرد خودش خودش را ناقص می کند وضمن ناراحت بودن از این عمل برای انجام آن اجبار دارد نیز از انواع وسواس هاست.وسواس انبار کردن نوع دیگری از وسواس است که در آن فرد نمی تواند مواد اضافی را از منزل خود خارج کند.افکار کفر الودوفکر و تصویر مداوم مرگ اطرافیان نوع دیگری از وسواس است که خصوصا در کودکان بسیار آزار دهنده است.
البته انواع دیگری از وسواس وجود دارد  ولی مهمترین وسواس ها ذکر شد حال این سوال مطرح می شود چگونه می توان وسواس را درمان کرد؟
برای درمان وسواس دو راه وجود دارد دارودرمانی ومشاوره بهترین شکل درمان شروع درمان با مشاوره ودر صورت نیاز استفاده از دارو .این شکل از درمان اکنون در همه جای کشور وجود ندارد خصوصا اینکه حداقل دوره درمان یک سال است و لازم است نوع خاصی مشاوره توسط مشاوران آموزش دیده طی یک سال انجام شود.
به دلیل رعایت نشدن شرایط فوق اغلب بیمارن وسواس که به کلنیک های روان شناسی و روان پزشکی مراجعه می کنند طعم درمان را نمی چشند.البته یک سال پیگیری درمان هم هزینه زیادی دارد .
مرکز مشاوره تماشا اولین بار با احساس این نیاز کار تخصصی خود را در این خصوص ابتدا با آموزش شیوه خاص درمان وسواس به مشاوران آغاز کرد وسپس بیماران را در طی یک دوره یک ساله زیر نظر گرفت نتایجی که تا کنون حاصل شده حاکی از بهبودی قابل ملاحظه بیمارن خصوصا کودکان دارد ولی این بهبودی با هزینه های خیلی بالا میسر شده است.در حال حاضر مرکز مشغول پژوهش در مورد شیوه های کار امدتر است. 
وسواس که نام علمی آن اختلال وسواس فکری و عملی است، يک بيماري عصبي ـ رواني است که با افکار آزار دهنده مکرر و رفتارهاي تکراري مشخص مي‌گردد که براي کاهش اضطراب انجام مي‌شوند. علايم اغلب با احساس خجالت و پنهان‌کاري همراه هستند چرا که بيماران تشخيص مي‌دهند که افکار و رفتارها، افراطي يا غيرمعقول اند. اين پنهان‌کاري همراه با عدم تشخيص علايم وسواس توسط متخصصان، اغلب منجر به تاخير طولاني مدت در تشخيص و درمان مي‌شود. بین متخصصان روان پزشکی و روان شناختی معروف است که درمان وسواس دشوار است، اما روش‌هاي متعدد و موثري براي درمان در دسترس هستند.
وسواس  بيماري است که مي‌تواند منجر به ناتواني فراوان شود. اين بيماري اغلب تشخيص داده نشده و تحت درمان قرار نمي‌گيرد. تشخيص صحيح و آموزش درباره ماهيت اين بيماري اولين گام‌هاي مهم در بهبود آن است. گرچه درمان دشوار است، اما علايم بيماران مي‌تواند به وضوح بهبود يابد. درمان خط اول توصيه شده، درمان های روان شناختی است. وسواس يک بيماري مزمن با ميزان عود بالا است. قطع درمان بايد با احتياط انجام شود. بيماران بايد به دقت از
نظر افسردگي همزمان و افکار خودکشي مورد پايش قرار گيرند.
درحال بارگزاری